|
|

شنیدن خبر برگزاری کنسرت مشترک کریستی برگ(Chris de burgh)، خواننده بین المللی ایرلندی الاصل با گروه آریان در ایران، گوش های هر علاقه مند به موسیقی را تیز می کند. به رویا می ماند این که مانند هر آدم دیگری در بسیاری از نقاط دنیا، بتوانی بروی و از نزدیک اجرای او راببینی و همصدا با دیگران زمزمه کنی:
The last time i cried
I was sitting home and it was deep in the night
Staring at the shadows and the flickering lights
Giving all that i had to take them away
و فریاد بزنی:
Eli Eli Lama, oh Lord...You have forsaken me
توقع شنیدن ترانه Lady in red ( بانوی قرمزپوش) که بعضی ها عقیده دارند برای پرنسس دایانا خوانده شده را نداریم، اما از Revolution و A space man came travelling که می توانیم لذت ببریم!

از همین حالا بسیاری از رسانه های غربی و شرقی روی این موضوع زوم کرده اند و تا آخرین لحظات، خبر برگزاری چنین کنسرتی در ایران مورد تردید است. خود کریستی برگ گفته است سفر به ایران، همیشه از رویاهای دور و درازش به شمار می رفته و از آنجا که او به صلح طلبی و خواندن ترانه های ارزشمند و انسان دوستانه شهرت دارد، اولین گزینه ای است که به عنوان خواننده ای غربی که بتواند درایران برنامه اجرا کند، به ذهن هر کسی می رسد. با این حال همه از خودشان می پرسند آیا واقعا این اتفاق خواهد افتاد؟

با توجه به مشکلات خوانندگان داخلی برای برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم و کم سابقه بودن تبادل فرهنگی در زمینه موسیقی میان ایران و دیگر کشورها ـ وقتی حتی سامی یوسف هم در ایران کنسرت اجرا نکرده است! ـ پاییز امسال چه نکته ای متضمن برگزاری کنسرت کریستی برگ در یک استادیوم ۱۲۰۰۰ نفری در تهران خواهد بود؟ این بار غریب نوازی ما به کار خواهد آمد یا حفظ آبروی فرهنگی ایران در سطح جهان؟
با وجود این سوال ها، فعلا خیلی زود است که نگران بازارسیاه بلیت و افزونی علاقه مندان کنسرت کریستی برگ نسبت به ظرفیت استادیوم باشیم، آن هم با توجه به تمام شدن بلیت کنسرت استاد شجریان در کمتر از چند ساعت!

کریستی برگ(کریستوفر دیویدسن) در ۱۵ اکتبر۱۹۴۸ در آرژانتین از پدر و مادری انگلیسی تبار پا به عرصه وجود گذاشت.کودکی او سرشار از سفر و تجربه بود. خانواده آنها به خاطر شغل پدر، به مالت، نیجریه، زئیر و بالاخره ایرلند سفر کردند.
در سال ۱۹۷۵ کریستی برگ، اولین آلبومش ـ آن سوی دیوارهای قلعه ـ را روانه بازار کرد. آلبومهای بعدی او هرچه بیشتر موجب شهرتش شدند: قطار اسپانیایی(۱۹۷۵) در پایان یک روز کامل(۱۹۷۷) سرباز جنگ های صلیبی(۱۹۷۹) باد شرقی(۱۹۸۰) فرار(۱۹۸۲) مردی پشت خط تلفن(۱۹۸۴)به سوی روشنایی(۱۹۸۶) انقلاب آرام(۱۹۹۹)و...
او همان طور که در آلبوم "زمان را دریاب"(۲۰۰۲)، ترانه ای به نام Lebanese night ( شب لبنان) دارد، گفته که مایل است ترانه ای هم با عنوان"شب های تهران" بسازد.

با مراجعه به سایت های مختلف داخلی و خارجی متوجه می شوید که چشمها به سوی ایران دوخته شده تا نتیجه این اقدام مشخص شود. در یکی از سایت ها، تصویری از آقای احمدی نژاد دیده می شود که نسخه ای از ترانه بانوی قرمز پوش را دردست دارد و می گوید:" منظورتان چیست که او ترانه ها را تغییر نمی دهد؟ به جای بانوی قرمزپوش باید بگوید خانم برقع پوشی که خواهران او را همراهی می کنند! من خودم متن ترانه هایی را که باید بخواند، برایش نوشته ام." و چیزهایی ازاین قبیل.
امیدواریم کریستی برگ بتواند بدون هیچ مشکلی، یک کنسرت آبرومند در ایران برگزار کند تا ثابت شود که ایران در زمینه فرهنگی هنری از دهکده جهانی دور نیفتاده و منزوی نشده است و پاسخی هم باشد به این گونه سایت ها.













