دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 14:9
در ویژه نامه نوروز۸۵ مجله جوانان امروز، گزارشی داشتم به نام" فتوکپی برابراصل" و درآن به بررسی شباهت چهره آدمها به یکدیگرپرداخته بودم. شاید به یاد داشته باشید که عکس یک مانکن خارجی که به"هدیه تهرانی"شباهت عجیبی داشت، وعکس مردی که شبیه استاد "محمدعلی کشاورز" بود در همان گزارش به چاپ رسید.
اما جرقه اولیه تهیه آن گزارش، کشف شباهت ظاهری یک خواننده زن انگلیسی به نام sophie ellis bextor با"حدیث فولادوند" بود که بالطبع به دلیل غیرمجازبودن فعالیت آن خواننده! قابل طرح نبود!


به شباهت آدمها بیشتردقیق شدم اما متاسفانه در هر زوج مشابهی که پیدا می کردم ،یکیشان غیرقابل چاپ بود! ازآن جمله "فریبرز عرب نیا" و یک خواننده اسپانیولی زبان به نام jarabe de paulo که ترانه bonito او معروف است.

همیشه به این جورشباهت ها با دیده تحسین آفرینش انسان نگاه کرده ام. خداوند به راحتی می تواند میان دو آدم در دوسر دنیا که هیچ ارتباط ژنی و خونی ندارند، شباهت هایی این گونه عجیب ایجادکند!
توجه کنید که شباهت یک بازیگر با یک شخصیت معروف تاریخی، شانس ایفای نقش آن شخصیت توسط او را به کارگردان ها و خودش می دهد وبدون استفاده ازگریم های سنگین، باورپذیری نقش را بالا می برد، مثل "رضا بنفشه خواه" که هرکس بخواهد فیلمی درمورد محمدرضا پهلوی بسازد، به عنوان اولین گزینه به او فکرمی کند.
نوشته شده توسط ارمغان زمان فشمي | لینک ثابت | موضوع: یادداشت
جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 21:5
غم عجیب وتازه ای شده است میهمان من
فتاده همچو بختکی به روی آشیان من
نفس درون سینه ام زغصه حبس می شود
و بغض ناشکسته ای بریده است امان من
درست مثل آن شبی که کردم آن قدر دعا
مگرکه عشق پا نهد به خلوت خزان من
چه زودمستجاب شد! کسی رسیدازسفر
کسی که داد عشق را به سادگی نشان من
امیدهای بودنش، بهانه های بودنم
و جنس بوسه های او زشعله های جان من
درآن سکوت نقره ای سرک کشید غصه ای
هراس گنگ ماندنش فتاد در رگان من
چه شد که من نخواستم بماند اوکنارمن؟
چه شد که واژه" برو" درآمد از دهان من؟
هنوز درتعجبم ز رفتنش به سادگی
و گم شد او چو سایه ای ز پیش دیدگان من
کنون که می گریزم از کنار خاطرات او
غم عجیب و تازه ای شده است میهمان من
چرا؟ چرا نبودنش و بودنش شبیه هم
شدند مثل سایه ای سیه بر آسمان من؟
شبی غم نبودنش، شبی هجوم بودنش...
رسیده درد قهوه ای به مغزاستخوان من
غم عجیب و تازه ای شده است میهمان من
و بغض ناشکسته ای بریده است امان من.
۷۷/۱۲/۲۱
* این شعر در" دفترشعرجوان۴" به چاپ رسید.
نوشته شده توسط ارمغان زمان فشمي | لینک ثابت | موضوع:












