تبليغاتX
عجیب ترین کاری که یک پسر برای گرفتن معافیت از سربازی انجام داده و شما شاهدش بوده اید چه بوده؟

Up | Down | Top | Bottom یادداشت های یک دختر خبرنگار

یادداشت های یک دختر خبرنگار

                   

 

>
جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 22:22


دوست عزیزم، "مهشید بحرانی"، مطلبی برایم فرستاد که در راستای گزارش"عروس آتش" است و از سنت های نابجایی می گوید که دختران را بی رضایت خودشان به خانه بخت می فرستد ، به خاطر داشتن کارت تبریکی که شک دارند چه کسی به آنها داده، به قتلشان می رساند و به خاطر شایعات دروغ، آنها را به آتش می کشد...سنتی که تعصب مرد را "غیرت" می نامد و تعصب زن را"حسادت"، سنت "ناف بران" و "عقد دخترعمو و پسرعمو را درآسمان ها بسته اند"...
این مطلب را دراینجا می آورم به امید روزی که دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم:

درآنجا که باد ، سر نخل ها را چون اندام دخترکان به رقص وامی دارد و زندگی ماهی ها به شب زنده داری تورها محکوم است،زنان سیه چرده کلاغ ها را از یک تا چهل دنبال می کنند، آنجا که جیغ باکره ها از درون ناف های بریده شنیده می شود و زندگی در صحنه مچاله رقص لنج کویر خلاصه شده.
آنجاست که عروسان آتش در حجله کور رسوم متولد می شوند.
آری!
آنجاست که عشق، در حنجره خشک عشیره معنی می گیرد... 

نوشته شده توسط ارمغان زمان فشمي | لینک ثابت | موضوع: یادداشت 
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت 21:47

امروز سری به رادیو زدم.نزدیک عیداست و خستگی یک سال کار توی همه چهره ها پیداست.
بعضی ها درحال راه رفتن هم یک میکروفون دستشان گرفته اند و برنامه تولید می کنند!!
یکیشان ازهرکسی که سرراهش بود می پرسید:" به نظرشما آخرسریال زیر تیغ چی می شه؟"

من گفتم:" ازاونجا که کارگردانش آقای هنرمنده و هنرمنده!، ممکنه پایانش اساسا با هرگونه تصورات ما متفاوت باشه اما امیدوارم سر بی گناه بالای دار نره!"
" مهدی استاد احمد" با جوابش ثابت کرد که طنزپرداز است:" به نظرمن در آخر سریال، پرویز پرستویی به عنوان بهترین بازیگر انتخاب می شه و به همین دلیل اعدامش نمی کنن!!"

همین امشب  می خواهم قسمت دیگری ازاین سریال را ببینم و حالش را ببرم.اصلا مگر می شود پرویز پرستویی باشد، فاطمه معتمد آریا هم باشد و آدم کیف نکند؟


نوشته شده توسط ارمغان زمان فشمي | لینک ثابت | موضوع: خاطره 
پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 19:21

این خبرخیلی زود از طریق دوستی، به اطلاع من رسید.نمی دانم چرا اولین واکنش ناخواسته ام این بود که بلند بگویم:"دمش گرم"!؟
نمی خواهم از مفسدان اقتصادی دفاع کنم،اما به مغزناقصم این طورمی رسد که شهرام جزایری یکی از گونه های نادرمفسدان اقتصادی است که می توانست درشرایطی دیگر، یکی از مرشدان اقتصادی باشد!
لازم به ذکر نیست که او چگونه با چیره دستی توانست با جعل سند و به گردش درآوردن کاذب پول، به مقاصد شخصی اقتصادی اش برسد.دراین راه، او تاحدود زیادی، قادر به شناسایی کانال های ارتباطی لازم برای پیشبرد کارش هم بود!
می شد ازاو خواست به جای رفتن به زندان، مغز اقتصادی اش را درخدمت کشور به کاربگیرد وبه جای اندیشیدن به مقاصد شخصی، به مقاصد جمعی مطلوب برای کل جامعه بیندیشد!

شاید اگر او درکشوری مثل آمریکا دستگیر می شد، با توجه به پرونده منحصربه فرد و توانایی های فوق العاده اش! ـ اگرچه در راه خلاف ـ به سمتی مثل مدیریت یک دستگاه مهم اقتصادی برگزیده می شد!
لابد می دانید که شرکت های بزرگ اینترنتی و غول های معروف کامپیوتر در دنیا، با کمال میل حاضرند هکرهای برتر دنیا را به استخدام خود دربیاورند وازاستعدادی که تا پیش ازآن با افتادن در راه نادرست، در واقع هرز رفته بود، در راه صحیح، استفاده کنند.
چرا ما زمینه تبدیل استعدادهای منفی به استعدادهای مثبت را ایجاد نمی کنیم؟!!
شهرام جزایری دردادگاه نیزبا اشاره ای تلویحی گفته بود که برای روشن شدن وضعیت اموالش و بازگرداندن دارایی های نامشروع، بهتر است از سی سال زندانی کردن او صرف نظرشود! او برای همکاری در این زمینه قول مساعد داده بود!

من به فراراو به خارج ازکشورمی گویم" فرارمغزها"!!


                              Your Image Thumbnail

درتمام عکس هایی که در روزنامه های امروز(۳ اسفند)ازشهرام جزایری چاپ شد،اوخنده ای شیطنت آمیز به لب دارد، انگار مدت هاست نقشه فرار را کشیده و می داند که اکنون نوبت عمل است! نگاه او به دوربین می گوید:"نمی دانی فردا چاپ این عکس، چقدربه فروش روزنامه تان  کمک خواهد کرد!"
(البته طبیعی است که یک مغز اقتصادی ، حتی درچنین لحظه ای نیز به فروش بیشتربیندیشد، ولو برای روزنامه ای که ممکن است کنارعکس او تیتر بزند"WANTED"!!)  

***
در حاشیه فرار شهرام جزایری از چنگال قانون، به این اظهار نظرجالب معاون دادستان در  امور زندانیان و نظارت بر ضابطان هم توجه کنید:" برای جلب شهرام جزایری دستور ویژه صادرشده است، اما وی از مرزهای رسمی کشور خارج نشده است."
آیا این اظهار نظر می تواند به این معنی باشد که شهرام جزایری درحال حاضر، مطمئنا در داخل ایران است و از مرز خارج نشده؟ آیا او اگر بخواهد از مرز خارج شود، این کار را از یک مرز رسمی انجام می دهد؟ آیا این بدان معنی است که ما توقع داریم شهرام جزایری، گذرنامه ویزاشده اش را ببرد لب مرز و به مامورمرزی بگوید:"من می خواهم بروم آن ور!! این هم مدارکم!"؟

 

نوشته شده توسط ارمغان زمان فشمي | لینک ثابت | موضوع: یادداشت 
 

 

 

© COPYRIGHT 2006 ALL RIGHTS RESERVED M.RANJBAR